تبليغاتX
هیچوقت نقاش خوبی نخواهم شد...

هیچوقت نقاش خوبی نخواهم شد...

امشب دلی کشیدم شبیه نیمه سیبی که به خاطر لرزش دستانم در زیر آواری از رنگها ناپدید ماند...

 

تو بودی و هزاران هلال ماه....

آسمان سبز بود...دستان تو گرم...

و چشمان من پر از برگهای کوچک و آب رنگ......

من تو را دوست می دارم...همین...شکل ساده ی حیات ما....

 

نوشته شده در 2008/12/6ساعت 12:27 توسط مریم| |